پرواز را بخاطر بسپار
پرنده مردنی است
فروغ
حرف هایی در راه
پرواز را بخاطر بسپار
پرنده مردنی است
فروغ
به همین سادگی
به ثبت رسیدم
با موهای سیاه و چشمان سرمه کشیده و اندام های زنانه ای
که شعورم را رنده کردند
ساده دلتنگی های دربدرم را سلاخی کردم
و عریانی ام را در هزارآینه خط خطی
تا زنانگی یائسه شده ام در پیشانی هیچ مردی خوانده نشود
بعد از مدتها خودم را در آینه مرور می کنم .
حرفها ی در هم تنیده با گریه های آیدا ( دخترم ) به خاطردندانی که داشت لق میشد مرا به فکر برد.او دندان خودش را میخواست. دندانی که به آن عادت کرده بود و باور داشت که بهتری برای دهان کودکانه اش وجود ندارد.
مثل نگاه سنتی خودمان نسبت به مدرنیته وقتی شهامت تجربه جدیدی نداریم.
چه مي شد كه دنيا
دنياي واژه ها مي بود
و ماه مي گفتم
و ماه اينجا بود؟
چه مي شد كه تا مي گفتم باران
باران مي باريد
و چتر شادي در دستان ما بود؟
چه مي شد كه تا مي گفتم ماه
ا ين جا بود
از آغوشم سَر مي رفت
شایان حامدی
شاعر
حرفی بزن
بیافرین
دررقص آفرینش کلمات
شعله ای بده
فریاد کن در گلو
تقدیر را در قلم
بچرخانش
دنیا انعکاس عقل تست
چکمه ای بپوش
فرار کن
این راهی دوباره است
شروع کن .
حداقل
براي فردايي كه مي آيد
كفشي بخر.
وقتي
ستاره هاي خاموش جيبت
در يلداي خسوف ذهنت
به ماهِ سياره ي ديگري
چشم دوخته اند.
ماه پا به ماه من
پابه پاي من
پياده آمدي
پياده مي روي؟
اين پياده رو
از عبور خاطره
از هواي يادها
پا به پاي ما
پياده مي شود
پياده آمدي
سوار مي رويم.